برای ما عشقی وجود ندارد و خانه ی معشوق همین جاست یعنی نفرین شده ی قائم
بایگانیِ دستهٔ'خاطرات سیاه'
26
فوریه
08
خانه ی معشوق همین جاست
26
فوریه
08
کوره راه
گرچه چشم سیاه تو هیچ وقت به من نگفت که عاقبت روزی کوچه عشق تو به بن بست خواهد رسید اما این پایان برای من به آشکاری همه ی ایما های تو بود امروز در کوره راه عشق تو من مانده ام و یاد نا فراموش عزیز ترین روزهای نوجوانی، روزهایی که با تو و با مهر بی پایان تو سپری شد.
26
فوریه
08
سرزمین خاطرات گذشته
من از خاطرات تلخ خاموشی قصه ها در نیمه راه ها می آیم.من از سرزمسن خاطرات تلخ گذشته می آیم
من از سرزمین تاریکی ها می آیم همانجایی که هر چشمی تنها با لالایی آه و درد بی پایان بخواب می رود .همان جایی که هر قصه ای ا آن تنها با یکی نبود شروع می شود و با یکی نبود هم تمام.
26
فوریه
08
از دفتر خاطرات، بعد از اعلام کنکور
لحظه ای هم اگر لبم می خندد به یقین نشانگر حالات دل غمزده ام نیست چرا که تا دنیا دنیاست هجوم انبوه سایه های درون خرد کن نتوانستن در شرایطی که می توانستم خورد تر از همه ی لحظه هایم می کند.
دیدگاههای تازه